برچسب:
نویسنده: پارسا اسدیپور
بچه تر که بودم یکی از آرزوهام این بود که نقاشیم را بفرستم برای برنامه کودک اون هام پخشش کنند و مجری بگه: این نقاشی را "چی چی جون"کشیده "چند ساله " از "آن جا"...حتی گاهی کنار نقاشی هام مشخصاتم را به همین ترتیب می نوشتم...
پارسال یکی از کانال های تلگرام یه مسابقه نقاشی گذاشت که می بایست بر اساس یه حدیث نقاشی می کشیدی
برچسب:
نویسنده: پارسا اسدیپور
1. نامش" زهرا " بود .می گفت خانه ی ما زنگ زدید بگویید با "نیلوفر" کار دارم؛ در خانه کسی به نام" زهرا " صدایم نمی کند.پرسیدم خب وقتی قرار نبود با نام "زهرا" بخوانند تو را چرا از ابتدا در شناسنامه تو را به این نام ثبت کردند!! دلیلش ... : به خاطر مدرسه و دانشگاه و برای آینده شغلی" زهرا " کارا تر است تا " نیلوفر "!.
برچسب:
نویسنده: پارسا اسدیپور
در تلگرام گروه هایی به عنوان گروه فامیلی تشکیل میشه که درش خانم ها و آقایون فامیل عضو هستن و گاها دیالوگ هایی به خاطر پیام های ارسال شده سر می گیره
داشتم فکر می کردم این ها در حالی هست که همین گروه ِمتشکل از آقایون و خانوم های فامیل در مهمانی ها به ندرت با یکدیگر مکالمه دارند و به همین خاطر ممکن هست سال ها برود و
برچسب:
نویسنده: پارسا اسدیپور
برچسب:
نویسنده: پارسا اسدیپور
برچسب:
نویسنده: پارسا اسدیپور
بسم
الله
سال 96 سال عزیز و محترمی واسه ی من بود...مثل یک پرستار مهربان و دانا
امسال یاد گرفتم بیشتر با آدم ها مدارا کنم، بیشتر سکوت کنم ،کمتر آدم ها و حرف هاشون را جدی بگیرم
در نتیجه کمتر بحث کنم *
یاد گرفتم دنیا کوچک و بی ارزشِ خیلی بیشتر از اونی که قبلا
خیال می کردم
یاد گرفتم بعضی ا
برچسب:
نویسنده: پارسا اسدیپور
تو یه مرحله ی سخت از زندگیم هستم که داره تا مرز جنون می برتم
اگه میشه واسم دعا کنید که به راحترین نحو ممکن بگذره و تموم بشه
فرسایشی شده همه چیز واسم
اصلا تحمل رنج ندارم دیگه!!
برچسب:
نویسنده: پارسا اسدیپور